دلنوشت چهلم شهدای مسجد جامع شهر زاهدان
آری.. من از شهدای شهرم ننوشتم! من از دوستان شهیدم ننوشتم! من از دلتنگیهای همسر شهیدی که هرروز از داغ همسرش از حال میرود، ننوشتم! از گریه های مادر و بی تابی دختر ننوشتم! من از درب سوخته مسجد ننوشتم! من از خون دل خوردنهای مردم مظلوم شهرم ننوشتم! من از ایثار و شهادت ننوشتم! از ذلت و خواری ننوشتم! من از بی عرضگی مسئولین ننوشتم! من از نکبتهای زمانه ننوشتم! از لانه منافقین وهابی ننوشتم! از منافقین و فتنه هم ننوشتم! من دشمن را در شهر دیدم و ننوشتم! من از مظلومیت ننوشتم! از فریاد، از نفرین، از درد ننوشتم! من از بصیرت مردم شهرم ننوشتم! از ولایت و ولایتمداری ننوشتم! من از بغض گلوی غیرتیهای شهر ننوشتم! من از گلدوی، از عارف، از محمد، از ... ننوشتم!
من سر بریده حسین(ع) را دیدم و ننوشتم! من دستهای بریده عباس(ع) را دیدم و ننوشتم! من پاره های بدن اکبر را، ناله های دل زینب(س) را ... خاک بر دهان و قلم من که از شهدا ننوشتم!!
پ.ن1: باز هم عرض معذرت بعلت تاخیر، واقعاً دستم به قلم نمیرفت! مطلب تحلیلی راجع به اتفاقات اخیر شهر زاهدان نوشتم، منتها به دلم نچسبید! اخیراً بنیاد شهید، حالش بد شده! بچه حزب اللهی شهرمون، جانباز جبهه مون، یا نه گروگانهایی که توسط اشرار همین چند روز پیش کشته میشن، شهید نیستن! اونوقت مجرمای کهریزکی شهیدن!! شهید شین بابا!!!


توانستهايم سي سال بر سر زن و ناموسمان چادر را نگه داريم. آيا امروز بيني و بينالله ميتوانيم به دختر نسل امروز بگوييم حجاب محدوديت نيست؟ نميتوانيم بگوييم. چرا که ميگويد محدوديت است و رفيق من که چادر ندارد آزادتر است و فهم او هم غلط نيست و درست ميگويد. حجاب محدوديت است و شهيد مطهري هم اگر گفت حجاب محدوديت نيست، مناسب منزلت ديني چهل سال قبل من گفت. امروز جنس استدلالمان بايد عوض شود. حجاب محدوديت است اما هر محدوديتي نافي کمال بشر نيست. چراغ قرمز هم محدوديت است. چرا عقلا به اين محدوديتها گير نميدهند؟ اين گذار از شهيد مطهري به معناي نفي او نيست بلکه به معناي بسط اوست و به معني به تفصيل رساندن شهيد مطهري است. 


" انقلاب اسلامی رستاخیز تاریخی انسان است. بعد از قرنها «هبوط» انقلاب اسلامی یک توبه تاریخی است و بنابراین آن هرگز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیست؛ انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است در جهانی که به صورت یک دهکده جهانی با یک فرهنگ واحد درآمدهاست. بلا همواره حکمتی است که بلازدگان از آن غفلت میکنند. بلا فولاد وجود انسان را آبدیده میکند و صفات فطری و شئون ذاتی او را به فعالیت میرساند، پس همچنان که جنگ تحمیلی که یک تحمیل بود و ما آن را انتخاب نکرده بودیم، ما را پرورش داد و زیباترین و باشکوهترین صفات فطری انسان را ظاهر کرد، تهاجم فرهنگی دشمن نیز، چه از طریق ویدئو و چه از طریق ماهواره ما را علیرغم این واقعیت که قربانیهای بسیاری از ما خواهد گرفت به تعالی خواهد رساند..
مالک ریگی؛ جوان کم سن و سالی که برای نظام ارزش دستگیری هم نداشت، تحت حمایت دستگاههای جاسوسی امریکا، اسرائیل، انگلیس، عربستان و پاکستان تقویت و بعنوان پیاده نظام معاندین جمهوریت و اسلامیت ایران عزیز، به ناامنی و کشتن مردم بیگناه مشغول شد و در طی این چند سال دهها خانواده شیعه و سنی را داغدار نمود، جنایتهایی نظیر تاسوکی، دارزین، بلوار ثارالله، مسجد حضرت علی بن ابیطالب(ع) و پیشین؛ که پلادت وی را نمایان میکند و شرح هر کدام از حوادث، داستان رذالت این پلید و مظلومیت مردم استان را حکایت میکند.

جمهوریت و اسلامیت نظام؛ با تغییر رویکرد یا مشکل را از دو طرف می بینند و یا به قول آن سومی، همه مشکلات را در اقتصاد مملکت می داند!! و کسی پاسخگوی جریان فتنه با بهانه تقلب نیست...

در کنار تشیع برای تقابل با عده قلیل آشوب طلب در کشور بودیم، اما باید اشار نمود؛ قاطبه اهل سنت این استان مانند 13 میلیون فریب خورده ی مظلوم در کشور به حمایت از کاندیدای منافق پرداختند. در این بین نیز روزنامه زاهدان بعنوان تریبونی که تنها به تخریب دولت و با وارد نمودن هجمه های روانی فراوان به شخص رئیس جمهور، به اعتمادزدایی در سطح اقشار مختلف اجتماعی استان مشغول بود. بعد از انتخابات نیز با توجه به سناریوی از پیش تعیین شده به جمع پازلهای تحرکات ضدانقلاب پیوست. میتوان به تیترنمودن اخبار و گفته های جنبش سبز و سران فتنه نظیرآقایان هاشمی، منتظری، صانعی، خاتمی، موسوی، کروبی و... اشاره نمود. انحرافی که مشخص است یا از جهالت نشئت میگیرد و یا از غرض و عنادورزی.