دلنوشت چهلم شهدای مسجد جامع شهر زاهدان

آری.. من از شهدای شهرم ننوشتم! من از دوستان شهیدم ننوشتم! من از دلتنگیهای همسر شهیدی که هرروز از داغ همسرش از حال میرود، ننوشتم! از گریه های مادر و بی تابی دختر ننوشتم! من از درب سوخته مسجد ننوشتم! من از خون دل خوردنهای مردم مظلوم شهرم ننوشتم! من از ایثار و شهادت ننوشتم! از ذلت و خواری ننوشتم! من از بی عرضگی مسئولین ننوشتم! من از نکبتهای زمانه ننوشتم! از لانه منافقین وهابی ننوشتم! از منافقین و فتنه هم ننوشتم! من دشمن را در شهر دیدم و ننوشتم! من از مظلومیت ننوشتم! از فریاد، از نفرین، از درد ننوشتم! من از بصیرت مردم شهرم ننوشتم! از ولایت و ولایتمداری ننوشتم! من از بغض گلوی غیرتیهای شهر ننوشتم! من از گلدوی، از عارف، از محمد، از ... ننوشتم!

من سر بریده حسین(ع) را دیدم و ننوشتم! من دستهای بریده عباس(ع) را دیدم و ننوشتم! من پاره های بدن اکبر را، ناله های دل زینب(س) را ... خاک بر دهان و قلم من که از شهدا ننوشتم!!

تشییع شهدای مسجد جامع زاهدان (شهدای شعبانیه) 

پ.ن1: باز هم عرض معذرت بعلت تاخیر، واقعاً دستم به قلم نمیرفت! مطلب تحلیلی راجع به اتفاقات اخیر شهر زاهدان نوشتم، منتها به دلم نچسبید! اخیراً بنیاد شهید، حالش بد شده! بچه حزب اللهی شهرمون، جانباز جبهه مون، یا نه گروگانهایی که توسط اشرار همین چند روز پیش کشته میشن، شهید نیستن! اونوقت مجرمای کهریزکی شهیدن!! شهید شین بابا!!!

پ.ن2: عکسهای شهدای شعبانیه (مسجد جامع زاهدان) قابل نمایش برای عموم نیست، لذا به عکسهایی که در فضای سایبر هست اکتفا کنید! سر بریده و بدن قطعه قطعه شده که دیدن نداره، دل میخواد ببینه و صداش درنیاد!
+ سید سعیدجمعه پنجم شهریور 1389 |

استاد احمد رهدار اخیرا صحبت قابل تاملی را مطرح نمودند که در ذیل می آید و در انتها چند نکته را بیان خواهیم کرد:

ماجرای حجاب و استدلال های اول انقلاب
30 سال قبل شهيد مطهري فرموده است: حجاب محدوديت نيست. و ما البته با اين جمله شهيد مطهريحجاب محدودیت است! توانسته‌ايم سي سال بر سر زن و ناموسمان چادر را نگه داريم. آيا امروز بيني و بين‌الله مي‌توانيم به دختر نسل امروز بگوييم حجاب محدوديت نيست؟ نمي‌توانيم بگوييم. چرا که مي‌گويد محدوديت است و رفيق من که چادر ندارد آزادتر است و فهم او هم غلط نيست و درست مي‌گويد. حجاب محدوديت است و شهيد مطهري هم اگر گفت حجاب محدوديت نيست، مناسب منزلت ديني چهل سال قبل من گفت. امروز جنس استدلالمان بايد عوض شود. حجاب محدوديت است اما هر محدوديتي نافي کمال بشر نيست. چراغ قرمز هم محدوديت است. چرا عقلا به اين محدوديتها گير نمي‌دهند؟ اين گذار از شهيد مطهري به معناي نفي او نيست بلکه به معناي بسط اوست و به معني به تفصيل رساندن شهيد مطهري است.
چرا دخترمان وقتي به دانشگاه مي‌رود، بعد از مدتي چادر را کنار مي‌گذارد؟ آيا شما فکر مي‌کنيد در دانشگاه او را مسخره مي‌کنند؟ اين نيست. همه قصه در انداختن چادر دختران استدلال نيست. بلکه آنان استدلال، اس‌ام‌اس، جوک، دکور و فضايشان را توليد کردند و تمام اين فضا به گونه‌اي است که چادر مي‌پرد! اگر فرهنگ نظام، ادبيات فرهنگي ما بخواهد جلو برود، نظام ما بايدحتي واژگان خودش را عوض کند.

سربند: اضافه سخن گفتن، شاید یاوه باشد؛ اما براستی برای مقوله با اهمیت حجاب و عفاف چه باید کرد! شاید اولی ترین مسئله ای که باید به آن پرداخت، بحث عفاف در جامعه دینی باشد، که متاسفانه در کلان شهرها، علامت سوال بزرگی را پدید آورده است. چه بسا شاهد افرادی باشیم که از حجاب خوب و مناسب بهره ببرند ولی در بحث روابط نامشروع به آگاهی لازم نرسیده اند. قطعاً جهت ترویج دو مقوله عفاف و حجاب؛ هم نیازمند کار فرهنگی و ایجابی هستیم و هم کارهای برخوردی و سلبی! البته در باب اقدامات برخوردی، نیازمند نهادهای تعلیم دیده و ناظران مذهبی هستیم و با مدلهایی که امروز در جامعه ما وجود دارد، موفق نخواهیم بود. به هرحال وضعیت خوبی نیست! منتها با توجه به خواستی که در جامعه بوجود آمده، هرکس در هر مقام و جایگاه چاره ای بیندیشد و مدل بومی شده محیط خود را طراحی کند ...

پ.ن: آدم زورش میگیره، از افرادی که دغدغه نظام و انقلاب اسلامی رو ندارند، اما راجع به مثلاً سوتیهای پرزیدنت احمدی نژاد، به حرافی و زبون درازی مشغولند!! ببند آقا ...

+ سید سعیدجمعه هجدهم تیر 1389 |

 دیروز عمر مالک ریگی، به پایان رسید! درست در همین روز خبر از عربده کشی های چند مالک ریگی دیگر بلند شد!! اما انگار این نعره ها آشناست... صدا از مجلس نمایندگان ملت(!!!!!) بلند شده، جالب اینجاست دستگاه قضا هم به اعدام مالک ریگی، دلخوش نموده و به مسامحه با مالکهای غارتگر داخلی پرداخته و چشمانش را بر حقایق بسته است!!

تازه همین دیروز قائله سبزها به نکبت الاحوالات خود رسید، اما انگار تب نفاق و فتنه در وجود بی بصیرتها، کار خودش را کرده! بماند! یکبار از پس حادثه ها و خون دل خوردنها آمدیم از مرگ موجود نکبت زمین، خوشحالی کنیم! غافل از اینکه ظهور نکبتها پایان یافتنی نیست و البته که نهضت ادامه دارد ... و باز هم یک رهبر و یک امت، مگر که پشت گوششان را ببینند!!

مجال تحلیل نیست! با اینکه شورای نگهبان دسته گل آقایان را جمع خواهد کرد! منتها عمل خلاف شرع از افراد مسئول بخشودنی نیست! 40 میلیون حماسه ساختند؛ اما عده ای دیگر تاختند! و بر گستاخی خود بالیدند!! همه منتظرند تا امام امت، مگر سپر بلایا شود! حاشا به غیرت من و تو ...

بدون شرح! نمایش گستاخی ها [ثبت در تاریخ انقلاب اسلامی]

عبدالمالک ریگی در زباله دان تاریخ.. و اما زباله دان تاریخ به تعداد نمایندگان مجلس!!

پ.ن: عرض پوزش بعلت تاخیر! آمدیم، ولی چه آمدنی...

+ سید سعیددوشنبه سی و یکم خرداد 1389 |

تنها دقیقه ای از اذان مغرب گذشت، صدای انفجار! گوشی موبایل زنگ میخورد!؟ کجایی؟؟ شنیدی؟

سراسیمه به خیابان آمدم، کجا بود؟ صحن مسجد! وااای... با لباس خونین از مسجد بیرون آمد! سالمی؟ بیا کمک! وقت جواب دادن گوشی ندارم! فرشهای مسجد حامل پیکر شهدا و مجروحین! زنگ میخوره، سالمی؟ سالمم لعنتی! قطع کن گوشی رو! حاجی جمعیت رو دور کن تا جنازه ها رو بیاریم... حمید و بردند بیمارستان! حمید شهید شد! حاج ابراهیم هم بود! چی میگی؟ حاجی که این مسجد نمیاد! چرا بود... با پسرش اومده بود... نشسته رو زمین داره گریه میکنه! سالمی؟ لعنتی قطع کن! سالمم..

داخل شبستان! دو تا کوچولوهای آبیز هم بودن! چی داری میگی؟ خودم دیدمشون! تو بغل هم! سالمی؟ قطع کن لعنتی، سالمم! داشت تلفن صحبت میکرد: حاجی نبودی! اینجا کربلا شد.. حاجی! یکی بی سر.. یکی بی دست.. یکی ارباً اربا! واای مادر..

                مسجد حضرت علی بن ابیطالب(ع) شهر زاهدان

شام شهادت بی بی دو عالم؛ حضرت زهرا(سلام الله علیها) کوردل وهابی میان صفوف مسلمانان، اعم از پیر و جوان و کودک و در رکعت اول نماز مغرب، وقتیکه حمد خاتمه یافت؛ عقده اش و عقده اربابانش را منفجر کرد تا در و دیوار مسجد علی بن ابیطالب(ع) همچنان قصه مظلومیت شیعه را حکایت کند!

و اما امروز به نفرین و دعای مادر شهید؛ نکبت ترین موجود زمینی، عبدالمالک ریگی ملیجک دست شیطان، دستگیر شد تا در اولین دادخواهی مسلمانان و در مقام دنیا مجازات گردد!

و اما تو ای منافق! که هر لحظه ثمره خون شهید را به بازی میگیری؛ بدان و آگاه باش که نفرین مادران شهدا گریبانت را چاک چاک خواهد نمود، و بترس از آن روزی که دختر شهید! دلش از هیاهوی متوهم تو بلرزد، و شکی نیست که آن روز در زیر گامهای حزب الله میمیری ...

پ.ن: دلتنگ شهدای مسجدم! شادی روحشون صلوات!!

به روایت لینک: مسجد به خاک و خون کشيده شد /  فایل تصویری: لحظه انفجار و پیکر شهدا! توصیه نمیشود!!

+ سید سعیدجمعه دهم اردیبهشت 1389 |

سریال کلانتر3این روزها پخش سریال کلانتر3 در میان خانواده های ایرانی پیگیری میشود. سریالی که تنها، الگوی زندگی در شمال شهر تهران را گرفته! و انعکاس قوم ویترینی را باید در خانه ساده، محقر و پر از صمیمیت روستا و شهر و خانه ات ببینی تا بفهمی درد کجاست؟ کار از تحلیل گذشته، اینبار نیت فریاد کرده ایم:

نمیدونم چرا صدای کسی درنمیاد.. شاید عادت شده! اما برادر من.. خواهر من.. مملکت شهید داده، فتنه گذرونده، که بشینیم عیاشی و هرزگی 4 تا جوون بالاشهر و بببینیم که نمونه شون تو ایران به اندازه یک صدهزارم باقی جوونای کشور نمیشه؟؟ هرزگی دختر ایرانی(!) رو ببینیم؟ یا هوس بازی پسرامون رو؟ حزب ا... بمیرد و این روزها را نبیند! این عرضه و نمایش کدام فرهنگ است؟ بی فرهنگی؟؟ عجب از دجال نیست؟! عجب از موجودات دوچشم مغذی دجال است..

کجایند مخاطب 70 میلیونی؟ سهمشان در این سریال چیست؟ تماشای جوونای هرزه بالاشهر!! غلط میکنی سریال میسازی.. تو که ادب و الفبای فرهنگ این مردم و ملت رو نداری، بیخود کردی سریال ساختی.. یکیتون خجالت بکشه! حتما خواهند گفت نتیجه اش خوب است!! واقعا که روی مسئولین ما زیاد شده...

دلم میسوزه! برای اون جانبازی که هنوز گوشه بیمارستان صدای خس خس نفس کشیدنش میاد و یک عده ناموس مملکت رو به حراج میدن!! دلم میسوزه! برای اون پدری که عرق ریخت تا لقمه حلال بده به دست فرزندش! منتها نفهمید حرامیان روزگار(!) در پی کاری دگرند... امروز فریاد میزنم، چون صدای نهی از منکر دیگه به گوش نمیرسه.. حزب الله بمیر.. کلانتر بمیر.. شهر و فرهنگ و غیرت و ناموست رو غارت کردن!!

پ.ن: پدری را دیدم که نزدیک بود گریه بکنه!! میگفت: "آخه دختر من این سه نقطه ها رو ببینه! چطور هضمشون کنه؟؟ کی جواب روحیه پاکش رو میده؟" کسی میفهمه این فریادها رو؟؟؟

+ سید سعیدیکشنبه بیست و دوم فروردین 1389 |

سال هزار و سیصد و هشتاد و اشک تمام شد! سالی که در تاریخ ماندگار ماند تا آیندگان، قصه و غصه ولایت را روایتگری کنند.. بگذریم امام فرمودند: امسال، سال همت مضاعف و کار مضاعف! لذا کور خوانده اید اگر لحظه ای افسر جوان جبهه جنگ نرم از نبرد پر از نفاقتان دست بکشد، قلمها به امر ولایت مضاعف شوند، از سید شهیدان اهل قلم؛ رخصت قلم زنی بگیرید و بنگارید تا مضاعف رسوایشان کنیم ..

میخواهیم هنر انقلابمان را به نمایش بگذاریم! بقول آقاسیدمرتضی "هنرمند اهل شهود و حضور است و هنر نوعی معرفت شهودی نسبت به حقایق متعالی عالم وجود. اثر هنری بیان آن اوقات شهود و حضور است" و عجب نیست که اهل شهود و حضور در حماسه 9 دی حدیث شیدایی حقیقت را فریاد کنند!! و آنچنان اثر هنری ارائه دهند که جهانیان در حیرت آن وامانند! و عجب هم نیست استعداد قتل امام حسین(ع) را در شراره های چشمان دشمنانت نظاره کنی و هنر شیطانیشان در ضایع نمودن جمهوریت و اسلامیت! و فتنه شدیدتر از دجالی که معصوم فرمود!! و این را نخواهد فهمید جز اهل حق..

و اما جان کلام را در گفته آوینی باید یافت:

سید شهیدان اهل قلم!" انقلاب اسلامی رستاخیز تاریخی انسان است. بعد از قرن‌ها «هبوط» انقلاب اسلامی یک توبه تاریخی است و بنابراین آن هرگز اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیست؛ انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی است در جهانی که به صورت یک دهکده جهانی با یک فرهنگ واحد درآمده‌است. بلا همواره حکمتی است که بلازدگان از آن غفلت می‌کنند. بلا فولاد وجود انسان را آبدیده می‌کند و صفات فطری و شئون ذاتی او را به فعالیت می‌رساند، پس همچنان که جنگ تحمیلی که یک تحمیل بود و ما آن را انتخاب نکرده بودیم، ما را پرورش داد و زیباترین و باشکوه‌ترین صفات فطری انسان را ظاهر کرد، تهاجم فرهنگی دشمن نیز، چه از طریق ویدئو و چه از طریق ماهواره ما را علی‌رغم این واقعیت که قربانی‌های بسیاری از ما خواهد گرفت به تعالی خواهد رساند..

آنچه را که باید اعتراف کرد این است که سایه ی منورالفکری قرن نوزدهم بر اذهان بسیاری از روشنفکران هنرمندان ما حجابی ظلمانی است که اجازه نداده تا آنها بتوانند با «مردم» در سیر تکاملی انقلاب اسلامی همراهی کنند. آنها بدون درکی عمیق از تاریخ و ضرورت های آن سعی کرده اند که از قبول تقدیر تاریخی انقلاب استنکاف ورزند و لذا، چونان کبکی که سر در برف برده است، خود را نسبت به انقلاب اسلامی و آثار تاریخی و جهانی آن به غفلت زده اند و البته انتظاری هم نباید داشت که تحول فرهنگی آرمانی ما توسط کسانیکه اعتقادی به اصل آن ندارند بنیان نهاده شود؛ دوران ظهور هنرمندان نسل انقلاب از این پس فرا خواهد رسید و هنر انقلاب برای انجام وظیفه ی تاریخی خویش آماده خواهد شد."

پ.ن: عرض تبریک سال نو و همت مضاعف برای شما! یادگاری تاریخی سال 88 را حتما دانلود کنید.. (شاید شنیده باشید! ایرادی نداره، دوباره!!)  [++لینک دانلود/حتماً کلیک کنید++]

+ سید سعیدشنبه چهاردهم فروردین 1389 |

مالک ریگی سرکرده گروهک جندالشیطان بعد از ارتکاب جنایتهای بی شرمانه و در پی هوشیاری امنیتی ها البته به حمایت دعای خیر خانواده های داغدیده شهدا دستگیر شد و در حال حاضر لب به اعتراف گشوده که بیان چند نکته در این باب ضروری است:

1- چگونگی اعتراف/ نکته حائز اهمیت در میان تمامی حرف و حدیثها اینجاست، چطور ممکن است کسی که ادعای جهاد اعتقادی(!) دارد و برادر کوچکش را برای عملیات انتحاری میفرستد و به حمایت از دو مولفه اسلام و قومیت، مبارزه میکند! اینچنین روان و بی پالایش، لب به اعتراف گشوده است!!! حاشا به غیرتی که برایش آدم میکشتید و شهید می دادید(!!) پس اسم این چیست؟؟

                              مالک و چای خوری با روان آسوده! کسیکه ادعای جهاد داشت!!!

2- اعترافاتی که هیچگاه پخش نخواهد شد/ در این میان قطعاً مالک ریگی پرده از حقایقی برخواهد داشت که در مخیله برخی مسئولین و مردم نمی گنجد! ارتباط این فرد با خیلی از آقایان داخل کشور (اعم از مولوی، غیر مولوی، صاحب تریبونها و اربابان قدرت که دل در گرو ناامنی در منطقه داشتند!)، ارتباط با برخی مراکز دینی که داعیه حمایت و دفاع از آن را داشت! ، ارتباط با برخی سران احزاب و خواصی که کمی از چهره پلیدشان در حوادث اخیر نمایان شد!

3- بازماندگان گروهک/ اما با بی آبرویی که رهبر گروهک در پی اعترافاتش پدید آورد، نشان داد که این گروهک بی ریشه تر از آن است که بخواهد کاری انجام دهد، تنها مرامشان دلار است! که چشم و گوششان رابسته و عقلهایشان را نیز تعطیل نموده تا مثلا تلافی انجام دهند. محمدظاهر بلوچ و یا هر اسم دیگر، تنها ترفندی است جهت ارتزاق روحیه امید به اربابان امریکایی! و الا توان روحی این افراد با از دست دادن امیرشان(!) تضعیف شده و ترس سراسر وجوشان را فراگرفته است.

4- تفکر و توهم آشوب در ایران اسلامی/ چیزی که آرزوی چندین ساله صاحبان و افراد داخل در مثلث زر و زور و تزویر میباشد و گهگاه نوچه هایی نظیر مالک و مریم خانم و یا شیخ پیدا میکند! که البته سوژه و کیس سربازان گمنام واقع میشوند و به تقویت سیستم امنیتی ما کمک میکند تا به منافع آنها!

5- سناریوی تحریف/ این روزها از گوشه و کنار همگان کمر همت بسته اند تا تفهیم و تلقین کنند که مالک آنقدرها هم بزرگ نبود! با بیان قهرمان سازی و امثال ذلک. جالب اینجاست که هرکس نقشی را برعهده دارد؛ یکی به قصه دستگیری و حمایت دستگاههای اطلاعاتی امریکا میپردازد و دیگری سعی در چشم پوشی از صدها شهید و زخمی حاصل جنایات وی دارد. بعضی ها هم سعی میکنند عکس العملی نشان ندهند تا یک وقت ...

پ.ن: پابرهنه میخوامت تا بدونی هیچ ریگی تو کفشم نیست! حتی عبدالمالک!!

+ سید سعیدپنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 |

بُغض و بُهت وجود مردم استان را فراگرفته است، مردمی که با اعتقادشان جگرگوشه ها و دسته گلهایشان را فدای اسلام نمودند. آن هم چه عزیزانی! و امروز با شنیدن خبر دستگیری شرور منطقه، همه شاکرند و شعف، رنگ چهره های مردم این دیار.

مالک ریگی؛ جوان کم سن و سالی که برای نظام ارزش دستگیری هم نداشت، تحت حمایت دستگاههای جاسوسی امریکا، اسرائیل، انگلیس، عربستان و پاکستان تقویت و بعنوان پیاده نظام معاندین جمهوریت و اسلامیت ایران عزیز، به ناامنی و کشتن مردم بیگناه مشغول شد و در طی این چند سال دهها خانواده شیعه و سنی را داغدار نمود، جنایتهایی نظیر تاسوکی، دارزین، بلوار ثارالله، مسجد حضرت علی بن ابیطالب(ع) و پیشین؛ که پلادت وی را نمایان میکند و شرح هر کدام از حوادث، داستان رذالت این پلید و مظلومیت مردم استان را حکایت میکند.

خبر دستگیری مالک در کمتر از ساعتی، بگوش تمامی مردم ایران زمین رسید و همزمان با آغاز ولایت امام زمان(عج)؛ عیدی ناقابل سربازان حضرت به عدالت خواهان و حق طلبان، خارج از هر رنگ و نژادی است. باز هم اقتدار و توان نیروهای امنیتی، اطلاعاتی ایران اسلامی در برابر ابرقدرتهای رسانه، اطلاعات و امنیت جهان! همانها که چندین سال، آخرین دستاوردهای خود را در اختیار این پیاده نظام احمق میگذاشتند!! و دلخوش به معادلات باطل ناامنی و اغتشاش در ایران بودند که خبر قدرت منطقه شدن و تشکیل هسته های مقاومت در جهان به فرمان حضرت روح الله؛ روانشان را آزرده است. و اینگونه است دعای مادر شهید و تقدیری که گریبان میگیرد...

پ.ن1: یادت بخیر محمود، علیرضا، حاج ابراهیم، حمید، محسن ... انگار همین دیروز بود، بغض راه گلویم را بسته و تنها شاکرم! همین...

پ.ن2: جای سید سعید خالی! میگفت مالک مثل قوطی کنسرو میمونه! تاریخ انقضاء داره، سید سعید! نظاره کن که تمام شد./

به روایت لینک:  فيلم و جزئيات دستگيري عبدالمالك ريگي  /  سکوت مطلق رسانه‌های رسمی موسوی و کروبی در برابر دستگیری قصاب ایرانیان بی گناه  تصاویر دلخراش از جنایات ریگی  /  اشتباه گرفتن عبدالمالک ریگی با شیرین عبادی توسط یاهو نیوز!  رئيس طايفه ريگي:عبدالمالک لکه ننگي براي ما بود  تبريك مصلحي به رهبرانقلاب براي دستگيري ريگي /  طرح/عکس: ريگي از ريگ‌ها 

انعکاس این مطلب در سایتهای خبری: خبرگزاری فارس[کلیک کنید]  پایگاه خبری جوان  قطره

+ سید سعیدسه شنبه چهارم اسفند 1388 |

22 بهمن امسال، فصل الخطاب تمامی جریانات و حوادث اتفاق افتاده بعد از انتخابات می باشد. اشتباه نشود! فصل الخطاب بودن با ماستمالی کردن بسیار تفاوت دارد، قرار نیست چیزی و اتفاقی لاپوشانی شود، بلکه تکلیف انقلاب با جبهه ضد انقلاب و منتقدان انقلاب روشن میشود. امید است آقایان عامل فتنه هرچه سریعتر آخرین استراتژی خود را در قبال نظام، رو کنند و امیدواریم بازگشت به بطن انقلاب مدنظر باشد و الا عدم اعلام برائت و عدم اعلام عذرخواهی از پیشگاه ملت و رهبری انقلاب؛ یعنی پذیرفتن عاقبت امثال بنی صدر! و آن وقت نه اسلام را دارید و نه ایران !!

پ.ن1: مولوی عبدالحمید(امام جمعه مسجد مکی زاهدان) اخیراً افاضاتی فرمودند که مورد تایید و استفاده bbc و امثالهم شد! نگرانی از اعدام و مخالفت با این حکم شرعی(که در صحبت خود نیز اذعان داشته تنها برای قتل استفاده شود!) در حالی بیان میشود که احکام صادره اخیر برای متهمین حادثه بمبگزاری شیراز بوده، همان حادثه ای که خون دهها پیر و جوان و کودک مظلوم به زمین ریخته شد!! از طرفی تعریف محارب در نظام اسلامی را میدانید؟ از چه کسی دفاع میکنید؟ تکبیر جماعتتان برای چیست؟؟ مدعی شدید که با شکنجه اعتراف میگیرند!!؟ و مردم نگران این موضوعند! باید گفت مگر اعترافات لیدرهای فکری جریان مورد طبع شما را با چشمانتان ندیدید!!؟ تریبون نمازتان هدیه کیست؟؟ 22 بهمن منتظرتان هستیم!

پ.ن2: سلام مرتضی! متهم ردیف دوم دادگاه متهمان حوادث روز عاشورا!! حرفهایت شنیدنی بود، و خیلی جای تامل دارد، برای دوستانی که تو را لیدر فکری و هم کیش خود دارند! تا شاید کمی بیشتر فکر کنند... این بار به اشتراکات زیادی رسیدیم، و تو را در سنگر انقلاب می بینم... حرفهای مرتضی را حتماً بخوانید! (خودی و غیر خودی کلیک کنند)  >>>   به خانه دشمن پدر رفته بودیم!

+ سید سعیدیکشنبه یازدهم بهمن 1388 |

رهبر جهان اسلام در تحلیل عملکرد جبهه معارضان نظام اسلامی در طول سی سال انقلاب خاطرنشان کردند: "در این جبهه همواره دو خطای فاحش وجود داشته است، نخست آنکه خود را بالاتر از مردم می دانستند و دوم آنکه به دشمنان ملت دل بسته بودند."

 طی روزهای اخیر، شاهد استراتژیهای دسته چندم آقایان هستیم که با بیان برخی مسائل بدنبال فرصتی برای اتخاذ استراتژی اصلی خود در قبال ملت و رهبری نظام هستند! بسیار جالب و جای تامل است سخنان برادر محسن رضایی و رسانه ای شدن آن تا سخنوریهای کروبی و حامیانش !! بیان نمودن طرح آشتی ملی، حکمیت، لویی جرگه و یا افغانیزه کردن برای فرار از خطاهای بزرگ مرتکب شده، و به حاشیه راندن اذهان ملت و مسئولین با دست آویز کردن برخی اقدامات دولت نهم و دهم و ایجاد چند دستگی در میان ملت!! این همان فرصتی است که عوام و مسئولین را وادار به دلسوزی برای اشتباهاتشان کند و روکشی نرم برای روحیه و تفکر چدنی دیکتاتوری خود دست و پا کنند!

در این بین راه رأفت نظام اسلامی و چشم پوشی و نه مسامحه مسئولین برای گذشت از خطاهای غیرقابل جبران این افراد یک امر بیشتر نمی باشد: "از ملت بزرگوار ایران و رهبر معظم انقلاب رسماً عذرخواهی کنند و به اشتباهات و تحمیل هزینه های سنگین خود به نظام و ملت اذعان داشته باشند" در غیر اینصورت مسامحه مسئولین با افراد و داخل بازی و استراتژی جدید این افراد قرار گرفتن؛ یعنی پایمال کردن خون تمامی شهیدان راه انقلاب، دفاع مقدس و شهدای نسل سوم. شهدایی که ...

                         

هدیه به آنان که شهیدان را  نردبان ساختند و بالا رفتند، پا بر دوش آنها قدرت را در آغوش کشیدند، از آن آویزان شدند، آنگاه به نردبان پشت پا زدند و آن را شکستند ...

به جبهه ها، رشادتم/ به سالها اسارتم/ خنده صبح و شامتان/ حرامیان، حرامتان! اشک دو چشم رهبرم/ خون چکیده از سرم/ شهد شده به کامتان/ حرامیان، حرامتان! داس عدو به گردنم/ شخم عدو بر بدنم/ گندم بی همتتان/ حرامیان، حرامتان! ماهی شط خون چه شد؟/ عشق چه شد؟ جنون چه شد؟/ دور شده ز کامتان/ حرامیان، حرامتان! عبد چه شد؟ خدا چه شد؟/ دیانت و رضا چه شد؟/ گسیخته لجامتان/ حرامیان، حرامتان! هم نفس آه که شد؟/ یوسف صد چاه که شد؟/ پله و نردبانتان/ حرامیان، حرامتان! همسفران همنفس/ پریده از کنج قفس/ مرغ هوس به بامتان/ حرامیان، حرامتان! طبع شکم باره تان/ مرکب راه وارتان/ قرعه که زد به نامتان؟/ حرامیان، حرامتان! جبهه به خون کشیده شد/ حنجره بس دریده شد/ طراوت کلامتان/ حرامیان، حرامتان! راهی صد کمین که شد؟/ معبر روی مین که شد؟/ معبر زیر گامتان/ حرامیان، حرامتان! خانه ام افروخته شد/ بام به کف دوخته شد/ امنیت خانه تان/ حرامیان، حرامتان! کشته صد پاره که شد؟/ به خصم دون چاره که شد؟/ دوامتان، دوامتان/ حرامیان، حرامتان! برف من و بام شما/ درد من و دام شما/ وسعت بام و دامتان/ حرامیان، حرامتان! خنده به اشک مادرم/ نمک به زخم همسرم/ مادرتان، همسرتان/ حرامیان، حرامتان!

ابوالفضل سپهر / شادی روح شهدا صلوات ! 

پ.ن: کتابی از شعرهای ابوالفضل سپهر بنام دفتر سرخ به دستم رسیده، بسیار زیباست و شعرهایش را خیلی دوست دارم. این شعر رو مناسب احوال امروز دیدم... شعر رو چندباره بخونید، ضرر نداره !  

+ سید سعیدچهارشنبه هفتم بهمن 1388 |

بعد از حماسه باشکوه 9 دی و سخنرانی مقام معظم رهبری، موضع گیریهای از سر جبر برخی افراد اصلاحات و نیمه اصلاحات؛ حکایت از شروع فاز جدیدی در رویکرد آقایان می دهد تا اندک وجهه و اجازه حیات خود را در نزد ملت ایران داشته باشند.

فراموش کردن اصل قضیه توسط افرادی که داعیه دار امر تقلب بودند با عبور از امر مذکور و روی آوردن به حرفهای نامربوط و یاوه در جهت انحراف فکری مردم، و همچنین حضور در برنامه ای بمانند "رو به فردا" برای بیان آنچه که ادعای نداشتن تریبون میکردند، نشان داد در طراحی جدید اتاق فکر اصلاحات؛ فاز جدیدی با رویکرد انحراف فکری اذهان به سمت حاشیه ها، طراحی شده است.

اینگونه است که مهره های حضور یافته جهت پاسخگویی به ابهام ملت نسبت به توهین صورت گرفته به جمهوریت و اسلامیت نظام؛ با تغییر رویکرد یا مشکل را از دو طرف می بینند و یا به قول آن سومی، همه مشکلات را در اقتصاد مملکت می داند!! و کسی پاسخگوی جریان فتنه با بهانه تقلب نیست...

و حال که ماهیت برخی از افراد بر اساس اسناد افشاء شده، با بی منطقی و شارلاتانیسم، حقایق افشاء شده را به ضرر نظام میخوانند و اقدامات خود را در تقویت نظام!! و به راحتی از ادعای اصلی خود که تقلب در انتخابات می باشد، گذر کرده اند و سعی در موجه نمودن اغتشاشات با به حاشیه راندن اذهان، دارند. از طرفی همسو شدن با دشمنان نظام را قبول ندارند و از طرفی دیگر حاضر به رد حمایت بیگانگان نیستند. اگر هلهله کنندگان عاشورا، خداجو هستند، قطعاً برادر اوباما و خواهر هیلاری از علما تشریف دارند.

در هر صورت، روشنگری و بیان حقیقت این خط فکری و افراد داعیه دار آن بر همگان واجب است و نباید در برابر رویکرد جدیدشان (که شبهه حق نمایی است در لفافه مصلحت خواهی!) کوتاه آمد.

بقول حجت الاسلام پناهیان: قیام امام حسین(ع) نقطه ایست که جریان مصلحت به حقیقت، به نقطه ی نهایی خود می رسد و امام حسین در شرایطی قرار می گیرد که به حقیقت عمل می کند. در به سمت حقیقت رفتن چه اتفاقی می افتد؟ ریزش ها و رویش هایی رخ می دهد؛ اگر من و تو ساکت نمانیم، این رویش ها بر ریزش ها غلبه خواهد کرد...

+ سید سعیددوشنبه بیست و هشتم دی 1388 |

امام خامنه ای(مدظله العالی) حضور مردم در صحنه را بزرگترين ثروت و پشتوانه نظام خواندند و با اشاره به تبليغات غلط و مغرضانه رسانه هاي بيگانه درباره حكومتي بودن راهپيمايي عظيم نهم دي افزودند:

 آنها با اينگونه تبليغات، ناخواسته به قدرت مردمي جمهوري اسلامي اعتراف مي كنند چرا كه:

 هيچ حكومتي در جهان قادر نيست ظرف 2 روز چنين بسيج عظيم ملي را انجام دهد و دهها ميليون نفر را به خيابانها بكشاند.

ما حکومتیها!

پرده اول- بهش گفت: شما ولایتی هستید؟؟ این روزا مردم دیگه می فهمن! Voa و bbc هست.. شما از قائله عقبید... همه میفهمن!! همه.. کل دنیا! حتی آمریکا.. شما ذوب در ولایتید! ما بیشماریم.. نترسین! نترسین! ماااا همه...

پرده دوم- راهپیمایی حکومتی دهها میلیونی در سراسر کشور و شعارهای ولایی.

پرده سوم- بیا با هم صحبت کنیم... این قضایا حل میشه! یه شورای حکمیت راه میندازیم!! بالاخره هم شما مقصرید!! هم ما... البته اخم نکن! حالا ما بیشتر... ولی رهبری رو هم میشه قبول نداشت!! فصل الخطاب قانونه!! البته.. قانون رو هم میشه  قبول نداشت!!!

-------------------------------------------------------------------------------------

 انسان در آغاز عصر تاریخی جدیدی است که «با عبور از این مرحله» محقق میگردد. مشخصه اصلی انسان اختیار و آزادی اوست و همین اختیار است که تاریخ را بر اساس قواعدی ثابت و لایتغیر شکل می دهد. اگر انسانهایی که مأمور به ایجاد تحول در تاریخ هستند خود از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند، دیگر هیچ تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد. هر دوره از تاریخ با عهد جدیدی آغاز می شود که متضمن شکستن عهد پیشین است و لذا، در آغاز این تحول عظیم تاریخ، ما را نمیتوان با توهم امروزی بودن یا نبودن فریفت...      شهید حقیقت؛ سید مرتضی آوینی

 پ.ن: مولای متقیان (علیه السلام) : کسیکه به وقت یاری رهبرش در خواب باشد، زیر لگد دشمنانش بیدار میشود.

+ سید سعیدیکشنبه بیستم دی 1388 |

بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی، و در پی آن نامه سرگشاده آقا محسن رضایی به رهبر فرزانه انقلاب، سپس اظهارات باهنر و به احتمال قوی در چند روز آینده نامه حضرت هاشمی؛ حکایت از طراحی داخلی سناریو و توطئه پشت پرده ی جدید از سوی بازیگردان اصلی است که چندمدتی افسار عوامل خود را به دست بیگانه سپرده بود!!

طراحی جریانی که انتهای آن به شورای حکمیت در مجمع تشخیص مصلحت ختم شود. از کدخدا شدن برادر محسن برای چیزهایی که تنها او می فهمد و هیچکس نمی فهمد!! (عقب نشینی میرحسین و مقدم بودن وحدت بر عدالت!) تا فرمایشات جناب باهنر (کنار گذاشتن موضع گیریهای افراطی!) و در انتها نامه درنیامده حضرت هاشمی!

                                           

در زمانهاي قديم فردي گفت كه من و حاكم هردو دويست هزار تومان حقوق مي گيريم. اين رقم بسيار بالا بود. همه با تعجب پرسيدند چگونه؟ او در جواب گفت حاكم ۱۹۹۰۰۰تومان و من ۱۰۰۰تومان مي گيرم. روي هم مي شود ۲۰۰۰۰۰تومان! اينك طرح وحدت ملي كه آقايان ارائه مي دهند (بعد از روشن شدن حقيقت و ترس از حماسه حضور میلیونی مردم در حمایت از ولی زمان و در مقابل منافقان و محاربانی که به عاشورای حسین(ع) هم رحمی ندارند) نظير همين قضيه است. طرحي كه در آن پررويان قانون شكن كه حيثيت نظام و مردم را به چالش كشيده اند تبرئه و نظام و مردم هيچ! وحدت با منافقین و محاربین را مطرح می کنید. ایرادی ندارد! مردم ما گوش به فرمان ولایتند! اگر دیروز گفتند مرگ بر موسوی... دقیقاً مبتنی بر کلام مقام معظم رهبری(مدظله العالی) بود که فرمودند: "من هیچ اعتقادی به دفع افراد ندارم؛ ولی بعضی خودشان اصرار دارند که دفع شوند و یک اختلاف داخلی را تبدیل به مبارزه با نظام کنند."

آقای موسوی! تنها یک راه داری... و الا بوی گند بلاهتت بزودی تمام دنیا را فرا خواهد گرفت و آن راه این است:

در پیشگاه ولی فقیه زمانت و ملت سرافراز ایران اسلامی، به تمامی اشتباهات خود و ضربات سنگینی که به امنیت نظام و آرامش روانی جامعه وارد نمودی؛ اعتراف کنی و عذرخواهی نمایی.. و تا ابد گوشه عزلت بگیر و دم نیاور و به طلب مغرفت از درگاه باریتعالی مشغول باش تا شاید امت هم برای تو طلب مغفرت کنند!!

و یک صحبت هم با حضرت هاشمی! شما دمی تامل بفرمایید و از سرنوشت موسوی پند بگیرید. رهبر جهان اسلام خود حاکمی رئوف و با اقتدار است و نیازی به شورای حکمیت حضرتعالی ندارد. کروبی هم که مهم نیست!!

لینکهای مرتبط >>>     دانشجویان: رضایی پست چی هاشمی شده است!!        «عمار» باشيم نه «ابوموسي اشعري»!

+ سید سعیددوشنبه چهاردهم دی 1388 |

تبیین مسائل اخیر که تمامی بدنه اجتماعی را در بازی و حلقه خود وارد نمود از برخی جهات تامل برانگیز و قابل بررسی از نظر چرایی است:

آیا واقعاً ضد انقلاب اهمیت عاشورا را در بین مردم شیعی نمی دانست؟ و خط قرمز بودن عاشورا، باورشان نبود؟؟ نکته تامل برانگیز همینجاست! فاز تقدس زدایی که کلید آن در دوران اصلاحات و با بستر نشریات دانشگاهی و بعضاً سخنرانیهای هدفمند خورد، اینبار در قالب یک فریاد وحشیانه از بابت سرخوردگی و مطرود ماندن، خود را نشان می دهد. بعنوان آخرین نفسهای باقیمانده برای تقابل با نظام باید از خط قرمزهای اندیشه ای و اعتقادی مردم با اغواء عبور کرد؛ این فریبکاری با پروژه کشته سازی و مظلوم نمایی مسیر خود را طی میکند.

در استان سیستان و بلوچستان با توجه به تنوع قومی، مذهبی خاص هرچند شاهد حضور اهل سنت در کنار تشیع برای تقابل با عده قلیل آشوب طلب در کشور بودیم، اما باید اشار نمود؛ قاطبه اهل سنت این استان مانند 13 میلیون فریب خورده ی مظلوم در کشور به حمایت از کاندیدای منافق پرداختند. در این بین نیز روزنامه زاهدان بعنوان تریبونی که تنها به تخریب دولت و با وارد نمودن هجمه های روانی فراوان به شخص رئیس جمهور، به اعتمادزدایی در سطح اقشار مختلف اجتماعی استان مشغول بود. بعد از انتخابات نیز با توجه به سناریوی از پیش تعیین شده به جمع پازلهای تحرکات ضدانقلاب پیوست. میتوان به تیترنمودن اخبار و گفته های جنبش سبز و سران فتنه نظیرآقایان هاشمی، منتظری، صانعی، خاتمی، موسوی، کروبی و... اشاره نمود. انحرافی که مشخص است یا از جهالت نشئت میگیرد و یا از غرض و عنادورزی.

از سال 83 در بستر عدالت محوری، روزنامه های مختلفی به ضدیت با دولت و نظام به بهانه نقادی شروع به فعالیت گسترده ای نمودند، محمدتقی رخشانی از جمله افرادی است که در قالب شخصیت فرهنگی و با سوء استفاده از بستر فراهم و همچنین ارتباط گیری گسترده با جبهه مشارکت و سران فتنه، گوی روزنامه نگاری را از دیگر رقیبان خود ربوده و صاحب تنها روزنامه در سطح استان میباشد. روزنامه ای که وظیفه هدایت افکار عمومی را بسوی اهداف مکارانه جریان فتنه برعهده دارد.

 با اعتراض جمعیتی از حزب الله زاهدان در پی حوادث اخیر، محمدتقی رخشانی فاز تحقیر حزب الله و توهم توطئه خواندن این سبک حرکات را برای مظلوم نمایی و از خشم عمومی امت دور ساختن خود را در دستور کار قرار داد. امید است با هوشیاری امت اسلامی، هرچه سریعتر این لانه حامی جریان فتنه، تعطیل گردد.

لینک مرتبط >> اجتماع گروهي از راهپيمايان مقابل روزنامه زاهدان

+ سید سعیدجمعه یازدهم دی 1388 |